امروز : ۰۴ اسفند ۱۳۹۵ - 14:07:51
کد خبر: ۲۶۱۳۱
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۰
گفت‌وگوی «تیتر امروز» با مژگان مقیمی؛ رُمان‌نویس معاصر
طبیعتاً فرهنگ می‌تواند برای خودش درآمدزایی داشته باشد اما به شرط اینکه روی فیلد خودش قشنگ راه برود، یعنی کسانی که متصدی این کار هستند هم واردیتی در این کار داشته باشند، یعنی این کاره باشند.

به گزارش تیتر امروز، در یکی از روزهای گرم تابستان میزبان خانم مژگان مقیمی یکی از رُمان‌نویسان برتر کشور که خیلی‌ها او را با رُمان معروف گیسو می‌شناسند بودیم؛ مقیمی اصالتاً اهل روستای قادیکلای بزرگ شهرستان قائم‌شهر است که برای پیشرفت در حوزه نویسندگی و همچنین تحصیلاتش چند سالی را در مهاجرت به تهران و اصفهان بوده است.

در ادامه شما را دعوت به گفت‌وگوی صمیمانه و تخصصی گروه فرهنگ پایگاه خبری تیتر امروز با این رُمان‌نویس مازندرانی می‌کنیم.

لطفاً خودتان را بیشتر معرفی کنید.

مژگان مقیمی هستم، اهل قائم‌شهر کارشناس ارشد مرمت آثار دانشکده هنر معماری تهران‌مرکز و دانشجوی دکتری؛ نویسنده رمان و کتاب‌های علمی که در دست چاپ در انتشارات هستند.

علوم تربیتی، مشاوره مرمت آثار باستانی و نویسندگی چه ارتباطی باهم دارند؟

من رشته تحصیلی‌ام در دوران دبیرستان علوم تجربی بوده، از همان زمان شروع به نوشتن کردم، سه کتاب نوشتم که یکی از آنها در 17 سالگی به چاپ رسید اما به اسم یک نفر دیگر و آن دو کتاب دیگر را نیز کنار گذاشتم.

علاقه من به هنر و عدم وجود یک مدرسه هنری در مازندران باعث شد تا من رشته علوم تجربی را کنار بگذارم و برای ادامه تحصیل تهران را انتخاب کنم.

دو سال پشت سر هم رتبه‌های خوبی آوردم و در استان مازندران در یک سال نفر اول و سال بعد نفر سوم شدم اما متأسفانه من در همان سال ازدواج کردم و به خواست خانواده‌ام و شرایطی که آن زمان به‌وجود آمد باعث شد تا همین‌جا تحصیلم را ادامه بدهم.

چون رشته هنری اینجا وجود نداشت سراغ علوم تربیتی رفتم، آن زمان برای اولین‌بار در استان رشته علوم تربیتی را آورده بودند.

رشته نوپایی بود و چون خودم هم عادت به انتخاب چیزهای جدید داشتم، این رشته را انتخاب کردم اما بعد از مدتی گریمور صدا و سیمای مازندران شدم که بعد از مدتی این کار را هم رها کردم و سراغ کارهای دیگری رفتم که مجدداً مرا سوق داد به سمت نویسندگی و موفق شدم اولین رُمانم را بنویسم.

بعد از اتمام رُمان اولم با یکسری از تهیه‌کنندگان و فیلم‌نامه‌نویسان در تهران آشنا شدم، به این دلیل که انتشاراتی که رُمان مرا به چاپ رساند، انتشاراتی معروفی بود البته من خودم خیلی دوست داشتم که همین انتشارات رُمانم را چاپ کند.

خوبی نشرهای معروف این است که نویسنده ره صدساله را یک شبه طی می‌کند، بعد از چاپ موفق رُمانم، خیلی از فیلم‌نامه‌نویس‌ها، کارگردان‌ها و حتی بازیگران با من برای همکاری تماس گرفتند که هنوز این ارتباطات ادامه دارد.

در خصوص مسائل طرح فیلم بعد از این من دنبال یک طرحی بودم که با تهیه‌کننده باتجربه و قدری به نام آقای مسعود دهقانپور آشنا شدم و در مورد یک فیلم تاریخی به صحبت نشستیم که اینجا بود که من وارد لاین باستان‌شناسی شدم و یک تحقیقاتی انجام دادم و رفتم سراغ مرمت آثار باستانی و در این رشته در امتحان قبول شدم.

خانم مقیمی! نویسنده مازندرانی رُمان گیسو در اصفهان چه می‌کرد؟

من قبلا هشت سال در اصفهان زندگی می‌کردم، برای امتحان مصاحبه دکتری چون برای این رشته در ایران فقط دو دانشگاه وجود داشت یکی در تهران و یکی اصفهان، به اصفهان رفتم.

رمان گیسوی شما تقریباً بیش از 400 صفحه است، برای همچین رمانی چقدر وقت گذاشتید؟

البته این رمان حدوداً 800 صفحه بوده اما ناشر حجم این رمان را کرد، من برای گیسو یک سال وقت گذاشتم ولی تا ببرم برای چاپ و ترسی که از نوشتارش داشتم اول خودم تایپش کردم.

به‌عنوان یک نویسنده زن تفاوت نگاه یک زن را در جامعه‌ای که بیشتر مردها نویسنده هستند، نگارش یک رمان را در چه می بینید؟

بستگی به این دارد که روایت‌کننده داستان از زبان یک زن باشد یا مرد. یک زمانی نویسنده یک مرد هست ولی از زبان یک زن داستان را روایت می‌کند، یک وقتی هم برعکسش اتفاق می‌افتد، مردهای ما که معمولاً داستان یا رمانی نوشتند بیشتر از زبان زن‌ها بوده، خیلی کمتر آمدند و از زبان مرد رمان نوشتند.

این نگاه وقتی جابه‌جا می‌شود، یک مشکلاتی پیش می‌آید و تفاوت‌هایی ایجاد می‌شود اما در نگاهی که به‌طور کلی یک زن در مورد یک زن می‌نویسد اصولاً زن‌ها مشکلات و معضلات خودشان را می‌نویسیند و مردها موضوعات اجتماعی را بیشتر مدنظر دارند و کمتر وارد مسائل احساسی نویسندگی می‌شوند.

یعنی حتی در جایی که یک نویسنده مرد از نگاه یک زن داستان را روایت می‌کند، باز هم به نقاط احساسی کار کمتر توجه می‌شود؟

یک نویسنده باید آنقدر توانایی داشته باشد که بتواند خودش را در قالب یک بچه، یک زن، یک کارگر زن یا مرد و ... درست جا بزند، خب یکی توی این‌کار موفق است و یکی تقریباً موفق و یکی هم اصلاً موفق نیست.


مازندران محروم از سرمایه‌گذاری‌های فرهنگی چشم‌گیر است/ برای رسیدن به اقتصاد فرهنگی نیاز به مدیران کاربلد داریم


علت اینکه در سال‌های اخیر کم‌کار شدید، چیست؟

من رفتم سراغ درس خواندن و تحصیل من 4 سال طول کشید و رشته مرمت آثار طوری بوده که هنوز حدود 12 نفر از هم‌کلاسی‌های من نتوانستند دفاعیه موفقی داشته باشند.

بعد از دفاع پایان‌نامه همان موقع شروع کردم به نوشتن کتاب علمی در زمینه مرمت و با یکی از اساتیدم این کار را شروع کردیم منتها این کار خیلی حجمش زیاد شد طوری که مجبور شدیم این کتاب را به سه قسمت تقسیم کنیم و یکی از کتاب‌ها را به چاپ برسانیم با نام مشترک و قسمتی را هم که خودم کار کردم به نام فقط خودم چاپ بشود و الان دارم اون کار را انجام می‌دهم.

کم‌کاری من در زمینه رمان این نیست که چیزی ننوشته باشم در واقع من الان رمانی را نوشته‌ام ولی در مرحله پایانی داستان است و هنوز کامل نشده است.

با این وضعیت الان چند رمان ناتمام دارید؟

دو رمان از سال‌های قبل دارم که هنوز آن را چاپ نکردم که منتظر فرصت مناسب هستم، سه عددکتاب هم دارم که تا نیمه نوشته شده که یکی‌ از آنها پلیسی بوده که چند وقت پیش هم اتفاقاً از ناجا تماسی داشتم که همایشی می‌خواستند برگزار کنند و نویسنده‌هایی که جنایی می‌نویسند را دعوت کنند تا یک‌سری اطلاعاتی را بدهند.

کتاب سوم من که دارم روش کار می‌کنم در همین زمینه هست که فعلاً دست نگه داشتم تا ببینم چه اطلاعاتی را می‌خواهند به ما بدهند.

کتاب شهریار من نیمه‌جنایی هست کاملاً جنایی نیست، توش حوادث و کدهای داستان را هم در اختیار خواننده قرار می‌دهم تا خودشان بتوانند حدس بزنند و متوجه بشوند که شهریار چیزی غیر از جنایی بودن و آن عاشقانه بودنش هم هست که نمی‌خواستم خیلی ملموس باشد و در واقع می‌خواستم در ذهن اشخاص نفوذ کند.

کتاب سوم من در مورد یک آقایی هست که درگیر شرایطی می‌شود که از او خواسته می‌شود در یک کار خیلی خاص مملکتی شرکت کند، با یک دختری آشنا می‌شود و باید از این دختر مراقبت کند ولی این دختر نابیناست اما در واقع نابینا نیست.

چه وقت وعده آمدن رمان جدیدتان را به بازار خواهید داد؟

نمی‌دانم شاید یک سال طول بکشد.

آیا با ناشرهایی در این زمینه مذاکره داشتید؟

من در این زمینه که بخواهم کتابم را به ناشرهایی بدهم مشکلی ندارم یعنی هر نشری که بخواهم باهاش کار بکنم قطعاً مانعی وجود ندارد.

پس شما نشرتان را خودتان انتخاب می‌کنید؟

بله همینطوره و نه اینکه صرفاً و حتماً همینطور باشه، من شاید حدود نیمی از ناشرهای تهران را بشناسم و با آنها آشنایی داشته باشم، هم من خوشحال می‌شوم با آنها کار کنم و هم آنها خوشحال خواهند شد ولی من ابتدا اول کتابم را به ناشر مدنظر خودم می‌دهم و اگر آن ناشر موضوع کتاب من در فیلد کاری‌اش باشد چون آن ناشر کارهای خاصی را انجام می‌دهد و زمینه کاری‌اش متفاوت است یعنی اگر فیلد خودش باشد، آن را بر می‌دارد و اگر کمی منافات با فیلد کاری‌اش داشته باشد؛ آن کتاب را قبول نمی‌کند ولی این موضوع دال بر بدی آن کتاب نیست و موضوع زمینه کاری این نشر هست و این ناشر چون ناشر اول من بوده احترام زیادی برایش قائل هستم، اگر این نشر کتابم را نپذیرفت می‌روم سراغ انتشاراتی‌های دیگر ولی ناشر خیلی مهم است و من حاضر نیستم با هر نشری کار کنم حتی اگه اگر پیشنهاد درصد بیستری بدهند.

با توجه به اینکه من جزو سه یا پنج نفر نویسنده زن معاصر هستم که بیشترین دستمزد را در نویسندگی گرفتند، ناشر باید هم در ویراستاری و هم طرح روی جلد کارش خوب باشد.


مازندران محروم از سرمایه‌گذاری‌های فرهنگی چشم‌گیر است/ برای رسیدن به اقتصاد فرهنگی نیاز به مدیران کاربلد داریم


یک مقداری هم به بحث منطقه خودمان بپردازیم، در مجموع حال و روز فرهنگ و هنر مازندران را چطور می‌بینید؟

راستش من زیاد در مازندران نیستم زمانی هم که هستم تو خونه هستم بیشتر، منتها اوضاع منطقه‌ای اینجا به جهت اینکه استفاده بهینه از منابع خوبی که دارد اما رکود داشتیم، خیلی از شهرهایی که این این آب و هوا نه این طبیعت و نه این جاذبه‌های توریستی را دارند و نه این حاصل‌خیزی زمین را می‌بینید، خیلی پیشرفت‌شان از منطقه ما بیشتر بوده است.

اینجا هیچ سرمایه‌گذاری چشم‌گیری انجام نمی‌شود، مردم ما این حق را دارند که اتفاقات قشنگی برای آنها بیفتد.

این دیدگاه شما را در مجموع قبول داریم و این جزو ضعف‌های منطقه ما هست، منتها ما می‌خواهیم دیدگاه شما را نست به فرهنگ و هنر منطقه بدانیم، در مازندران ما مردم اهل هنر و فرهنگ و اهل شعر و موسیقی داریم، آثار تاریخی خوبی داریم از این نگاه به مازندران نگاه کنید.

مردم مازندران از لحاظ توجه به هنر در سطح خیلی خوبی هستند و تعصب زیادی هم به منطقه و هنر خاص خودشان دارند که خیلی هم این حس قوی است منتها باید این روحیه و این احساس جهت‌دار شود؛ ما متأسفانه اینجا کلاس‌های مناسبی در این زمینه نداریم و امکانات و شرایط به‌گونه‌ای نیست که استعدادهای هنری اشخاص شکوفا شود، یعنی خانواده آنقدر دغدغه‌هایی از قبیل دغدغه‌های اقتصادی دارند، در واقع مجالی برای رشد دادن استعدادهای هنری فرزندان‌شان را ندارند و بعضاً نمی‌توانند هزینه‌ای کنند تا به این کارها بپردازند.

آسمان فرهنگ قائمشهر را چطور می‌بینید؟

می‌شود گفت آفتابی هست اما گاهی هم ابری، در کل آسمانش غمگین است.

همانطور که می‌دانید فرهنگ و فرهنگ‌سازی مقوله هزینه‌برداری هست و دولت هم نتوانسته تا به امروز دغدغه‌های اقتصادی بخش فرهنگ را برطرف کند و ما شاهد هستیم که در قائمشهر به قول آقای جاودانی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران که می‌گفت من از وقتی که مسئولیت گرفتم در استان، خیلی به قائمشهر برای دیدن کارهای فرهنگی از گالری‌های مختلف ، از تئاترها و ... می‌آیم ولی متأسفانه ما همیشه این دغدغه اقتصاد را در فرهنگ داریم.


مازندران محروم از سرمایه‌گذاری‌های فرهنگی چشم‌گیر است/ برای رسیدن به اقتصاد فرهنگی نیاز به مدیران کاربلد داریم


مثلاً جوان‌های ما می‌خواهند یک تئاتر برگزار کنند، این تئاتر مستلزم یک هزینه است و خب معمولاً کسی پرداخت‌کننده این هزینه نیست، مجبور هستند به اسپانسرها روی بیاورند که آنها هم شرایط خاص خودشان را دارند، با همه این اوصاف آیا راهی هست برای اینکه اقتصاد و فرهنگ را جوری به همدیگر پیوند بدهیم که فرهنگ خودش بتواند برای خودش درآمدزا شود؟

طبیعتاً فرهنگ می‌تواند برای خودش درآمدزایی داشته باشد اما به شرط اینکه روی فیلد خودش قشنگ راه برود، یعنی کسانی که متصدی این کار هستند هم واردیتی در این کار داشته باشند، یعنی این کاره باشند، هم اینکه مدیران اجرایی این امور ذهن بازی در این زمینه را داشته باشند یعنی به‌طور کلی متصدیان و مدیران کار درستی داشته باشیم، وقتی که این‌ها همه درست باشد و اطلاع‌رسانی درستی هم وجود داشته باشد، حتی اگر اسپانسری هم برای کار فرهنگی باشد پول خودش را در می‌آورد.

به نظر من در این زمینه دولت نمی‌تواند همه هزینه‌ها را تقبل کند بلکه باید از امکانات موجود بهره برد و عمل کرد.

یک مقداری می‌خواهیم سؤالات رو خصوصی‌اش کنیم؛ ازدواج کردید؟

بله من در 18 سالگی ازدواج کردم، یک پسر دارم که دانشجوی معماری دانشگاه صنعتی بابل است.

رمان مورد علاقه‌تان چیست؟

تو نویسندگان ایرانی به‌طور کلی کتاب‌های آقای اعتمادی را دوست دارم بر خلاف اینکه یک عده ممکن است دید بدی نسبت به کتاب‌های ایشان داشته باشند مخصوصاً کتاب‌های قدیمی‌ترشان ولی من فکر می‌کنم ایشان یک انسان خیلی اهل دردی بوده و در زمان خودش در تلاش بوده تا معضلات زمان خودش را بنویسد متاسفانه خیلی‌ها متوجه این جریان نشدند که کتاب‌های‌شان یک عشق عمیقی دارد، من خودم هم عاشقانه‌نویسم و این موضوع را به‌خوبی حس می‌کنم در آثارشان.

در کتاب‌های غیرایرانی هم به کتاب پَر خیلی علاقه دارم نوشته خانم مارپل.

چند ساعت در روز مطالعه دارید؟

تقریباً تمام لحظه‌های زندگی‌ام به جز موارد خیلی خاص در حال مطالعه هستم.

چند کتاب نیمه‌خوانده دارید؟

من هر کتابی را که شروع می‌کنم تمام می‌کنم مگر اینکه کتابی را اوایلش را بخوانم، چون دوستان خیلی به من لطف دارند و کتاب‌های زیادی من در خانه دارم، برای همین کتابی را شروع به خوندن کردم و متوجه شدم که بر اساس اصول نویسندگی نوشته نشده باشد، قبل از رسیدن به صفحه 10 می‌گذارمش کنار.

معمولاً زمانی که می‌نویسید یک حس خاصی دارید یا مثلاً شروع می‌کنید همینطوری به نوشتن؟

نویسنده با نویسنده فرق می‌کند، یکسری نویسنده‌ها نویسندگی جزو کارشان هست و مجبورند بنشینند و بنویسند ولی یکسری هستند که نویسنده‌های الهامی هستند، مثل شعر گفتن که از جایی یا اتفاقی الهام می‌گیرند، من هم همینطور هستم.

یک جورایی به من نوشته الهام می‌شود و در آن لحظه باید بنویسم، اگر ننویسم هم وارد مغزم می‌شود.

چند وقت پیش که با آقای حاتمی‌کیا داشتم صحبت می‌کردم، این حرف را ایشان هم زدند.

رمان شهریا را تا صفحه 300 نوشتم اما برای نوشتن 100 صفحه آخرش گیر کردم و یک‌جورایی نمی‌آمد که بنویسم، تقریباً تو یک هفته 100 صفحه آخر را نوشتم.

در قائمشهر سکونت دارید؟

می‌شه گفت بله اما خیلی در رفت و آمد هستم و بیشتر تهرانم، چون دانشگاهم آنجا بوده و درسم هم تموم شده اما تحقیقاتی دارم که آنجاست و کارم هم در آنجاست.

چقدر با مخاطبان خودتان در ارتباط هستید؟

خیلی.

از چه راه‌هایی؟

تهران همایشات زیادی برگزار می‌شود، خیلی وقت‌ها به من اطلاع می‌دهند و در آن همایشات شرکت می‌کنم و آنجا صحبت می‌کنیم.

گروه تلگرامی و کانال ندارم تنها راه ارتباطی من با مردم و مخاطبانم صفحه‌ای‌ست که تو اینستاگرام دارم.

اهل سیاست هستید؟

خیر، اصلاً و ابدا.

دوست داریم نظر شما را در مورد وزیر ارشاد آقای جنتی بدانیم؟ عملکرد ایشان را در 3 سال گذشته چطور دیدید به‌عنوان یک اهل فرهنگ و قلم؟

این دیدگاه برای شخص به شخص فرق دارد و شاید هرکسی نظری در مورد ایشان داشته باشد، خود من هم فکر می‌کنم در حد و اندازه اینکه بخواهم یکی را یا کارش را نقد کنم و در مورد خوبی و بدی‌اش حرف بزنم نیستم آن هم در سطح وزیر.

در حیطه تخصصی فعالیت خودتان چه نقدی به وزارت ارشاد دارید؟ مثلاً یکی از گله‌های شما زیاد شدن تعداد ناشرین بوده، خب این ناشرین چطور مجوز گرفتند؟

ببینید خیلی از ناشرین به‌دلیل وضعیت بد کاغذ و فروش بسیاری از ناشرین عملاً پس زده شدند یعنی مجبور شدند کلاً کار نشر را تعطیل بکنند، منتها یکسری مثل قارچ در آمدن که خیلی‌های آنها اصلا معلوم نیست که تو چه زمینه‌ای توانایی دارند، فقط به آنها مجوز داده شده و دارند کتاب را با پول چاپ می‌کنند.

وضع فروش روز به روز در حال بدتر شدن است، نویسنده‌های ما اصلاً الان انگیزه ندارند، اگر هم یک سری کمی انگیزه دارند فقط برای خواننده‌هاشان است که با این نویسنده‌ها در تعامل هستند و مدام به آنها انگیزه می‌دهند که کتاب بعدی شما را ما می‌خواهیم وگرنه از نظر مالی کاری نمی‌شه کرد و کلاً ضرر است که یک نویسنده وقت بگذارد.

8 ماه تا 1 سال برای یک نویسنده نگارش کتاب وقت می‌برد و عموماً هم تمام طول شب را بیدار هستند تا بنویسند چون شب‌ها بهتر می‌شود نوشت، حتی گفته می‌شود نویسندگی دومین شغل سخت جهان است.


مازندران محروم از سرمایه‌گذاری‌های فرهنگی چشم‌گیر است/ برای رسیدن به اقتصاد فرهنگی نیاز به مدیران کاربلد داریم


شما بیمه نویسندگان هستید؟

خیر بیمه نیستم، جای خاصی هم عضو نیستم نه سرای اهل قلم نه جای دیگر.

با توجه به رشته تحصیلی شما که مرمت آثار باستانی هست، در استان مازندران چه ظرفیت‌هایی در این زمینه وجود دارد که باید از آن استفاده کرد؟

ما هم از منابع خوبی برخورداریم که در بحث توریستی باید به آن توجه شود و هم آثار باستانی خوبی داریم که اصلاً از این‌ها هیچ استفاده‌ای نمی‌شود.

وضع دریای ما که هیچ سر و سامانی ندارد، بحث آثار باستانی‌مان هم که همینطور.

مثلا فرح‌آباد را زمانی که داشتن کاووش انجام می‌دادند، ما رفتیم سر زدیم، آمدن با مکافات زیادی با یک شُت ذره ذره یک اثر را در آوردند.

چند وقت پیش من رفتم آنجا، کلی علف در آمده بود و کلاً ول کردند آنجا را، چون بودجه نداشتند.

ما آثار باستانی خوبی داریم شاید غنی نباشیم در این زمینه ولی داریم، خیلی‌های آنها را هنوز در نیاوردند از خاک.

مازندران پیشینه کهنی دارد و قدمتش برای خیلی سال‌های قبل است، من چندی پیش داشتم نگاه به آثار باستانی آلمان می‌کردم و دیدم خیلی آثار دارند و بعد با خودم گفتم آلمان که خیلی قدمتش از ما پایین‌تر است، آنقدر آثار دارد پس ما چقدر داریم؟ پس خیلی از آثار ما هنوز در زیر خاک است و ما یک‌دهم این آثار را هم بیرون نکشیدیم، باز با این حال مازندران آثار خوبی دارد که از آنها استفاده نمی‌شود.

شما چقدر دستورات ادبی را در نوشتن رعایت می‌کنید؟

من نویسنده ادبی هستم و خیلی رعایت می‌کنم اصلاً روی این موضوع خیلی هم حساس هستم.

اصول باید رعایت بشود، مثلاً فرق رمان و فیلنامه را باید دانست، طریقه نوشتن‌شان را باید رعایت کرد حتی در یک کلمه ممکن است کار تغییر بکند، یک نویسنده خوب نمی‌تواند یک فیلم‌نامه‌نویس خوب هم باشد و ممکن است ایراداتی داشته باشد.

رمان، داستان، نمایشنامه و فیلم‌نامه با هم فرق می‌کنند، طریقه نوشتن‌شان فرق دارد، خیلی‌ها رعایت نمی‌کنند و از کلمات نامربوط در رمان استفاده می‌کنند.

اگر خودتان جمله‌ای در پایان دارید بفرمایید.

خب خیلی‌ها می‌پرسند که ما چطور کتاب چاپ بکنیم و وارد نویسندگی بشویم، من به این دسته از افراد توصیه می‌کنم که حتماً کتابتان را به یک ناشر خوب بدهید، خیلی مهم است که کتاب شما با یک ناشر خوب چاپ بشود.

توصیه شما به کسی که به بحث نویسندگی علاقه‌مند است و می‌خواهد وارد فضای نویسندگی شود، چیست؟

خیلی از رمان‌هایی که الان در بازار هست اصلاً رمان نیست و در واقع داستان بلند است و نویسنده فکر می‌کند رمان نوشته است.

اگر قصد دارند داستان‌نویس بشوند باید داستان‌های خوب را بخوانند، اگر قصد فیلم‌نامه نوشتن دارند باید فیلم‌نامه‌های خوب و جهانی را بخوانند، فقط فراموش نکنند که کارهای خوب را بخوانند تا قلم‌شان خراب نشود و برای چاپ هم حتماً به ناشر خوب مراجعه کنند.

سپاسگذاریم از شما خانم مقیمی! خیلی ممنون که وقت گذاشتید و انشاالله که کتاب جدیدتان هم زودتر چاپ شود.

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
مخابرات داخلی
شهروند خبرنگار داخلی
عصر ساري داخلي
تعرفه داخلي تبليغات
پيامكي داخل
تلگرام صفحات داخلي
مازند اسپرت